النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )
153
خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )
( 1 ) حديث صد و چهل و هشت « 1 » - على [ عليه السّلام ] مىگويد : بيمار شدم و احساس درد شديد مىكردم . خدمت پيامبر صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم شرفياب شدم ، حضرت من را در جاى خود گذاشتند و گوشهء لباسشان را بر من انداختند و به نماز ايستادند و [ پس از نماز ] فرمود : « اى على ، برخيز خوب شدى ، باكى بر تو نيست . من چيزى براى خود [ از خدا ] نخواستم جز آن كه براى تو نيز همان را درخواست كردم ، و چيزى نخواستم جز آن كه براى من اجابت شد - يا به من عطا شد - جز آن كه به من گفته شد ، پس از تو پيغمبرى نخواهد بود » . ( 2 ) پيامبر ( ص ) و دعاى ويژه در حق على [ ع ] ( 3 ) حديث صد و چهل و نه « 2 » - على [ عليه السّلام ] نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم آمد و گفت : عموى پير گمراه تو درگذشت . چه كسى جنازهء او را دفن كند ؟ حضرت فرمود : « برو و پدرت را دفن كن و پس از آن كارى نكن تا نزد من آيى » . من چنين كردم و آن گاه نزد ايشان آمدم به من فرمود : غسل كن ، غسل كردم سپس در حق من دعاهايى كردند كه هر آن چه در زمين است [ اگر به من دهند ] به جاى هيچ كدام از آنها من را شادمان نمىكند » « 3 » .
--> ( 1 ) حديث صد و چهل و هشت در مصادر ديگر : كتاب السنه : ص 582 ، ح 1313 ؛ معجم اوسط طبرانى : ج 8 ، ص 445 ، ح 7913 ؛ مناقب كوفى : ج 1 ، ص 517 ، ح 445 ؛ مناقب ابن مغازلى : ص 135 ، ح 178 ؛ ترجمة الامام على من تاريخ دمشق : ص 274 - 275 ، ح 804 - 806 و ص 278 - 279 ، ح 808 - 810 ؛ كنز العمّال : ج 13 ، ص 151 ، ح 36474 . ( 2 ) حديث صد و چهل و نه در مصادر ديگر : مسند طيالسى : ص 19 ، ح 120 ؛ مصنّف عبد الرزاق : ج 6 ، ص 39 ، ح 9936 ؛ طبقات ابن سعد : ج 1 ، ص 124 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه : ج 2 ، ص 471 ، ح 111555 و ج 6 ، ص 371 ، ح 32080 ؛ مسند احمد : ج 2 ، ص 186 ، ح 807 و ص 332 ، ح 1093 و ص 323 ، ح 1074 ؛ سنن ابى داود : ج 3 ، ص 214 ، ح 3214 ؛ مسند ابو يعلى : ج 1 ، ص 335 ، ح 423 - 424 ؛ علل دارقطنى : ج 4 ، ص 146 و 159 . ( 3 ) اين روايت نزد حديث پژوهان بدين صورت اعتبارى ندارد و در اصطلاح آنان اين حديث ، مدرج است . يعنى در اين حديث كلمهء « ضال ، گمراه » و مانند آن ، درج شده بدون آن كه از متن واقعى آن باشد چون يك : سند اين حديث به جهت « ناجية بن كعب » كه يكى از راويان اين حديث است ، ضعيف شمرده شده است ( نك : مسند احمد : ج 2 ، ص 322 ذيل حديث 1093 ) . دو : اين حديث از ديگران مانند « اسامة بن زيد » و ديگران نيز نقل شده و در آن كلمهء « ضال ، گمراه » نيست ( نك : مسند احمد : ج 2 ، ص 186 ، ح 807 ؛ سنن كبرى بيهقى : ج 1 ، ص 305 ) . سه : با آن كه ابو طالب بزرگ قبيلهء قريش و شهر مكه بوده است برادران او مانند ابو لهب ، عباس و ديگران از سران مشركين در تشييع جنازه و دفن او حاضر نشدند و اين نشان مىدهد آنان با ابو طالب هم عقيده نبودند و كينهء او را به دل داشتند . چهار : احاديثى فراوان از اهل بيت و ديگران به دست ما رسيده كه از ايمان راسخ ابو طالب و دفاع او از پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم حكايت مىكند . اشعار ابو طالب در اين زمينه ، كه در ديوان او گرد آمده شاهد بر اين مدعاست . پنج : بنى اميه و بنى عباس كه براى تضعيف علويان از هيچ كوششى فروگذار نمىكردند در مورد امام على عليه السّلام چون هيچ نقطهء ضعفى نيافتند به سراغ ابو طالب پدر امام على رفتند تا بلكه با اتهام گمراهى و شرك به ايشان بتوانند بر امام على عليه السّلام و فرزندان ايشان خرده بگيرند ، از اين رو آنان در عصر معاويه و پس از آن به حديث سازى يا درج كلماتى در احاديث درست ، همت گماشتند و آنها را منتشر كردند .